قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1082
تاريخ الفي ( فارسى )
و زينهار قتيبه و جميع مسلمانان است به شرط آنكه هر سال ده بار هزارهزار درم جهت بيت المال و دويست هزار درم از براى عامل و سه هزار برده كه در ميان ايشان پير و كودك نباشد بلا تخلّف مىداده باشد ، و اگر برده ندهند هر سرى را دويست هزار درم بدهند و ده هزار جامهء ديبا كه قيمت هر جامه دويست درم باشد . و عهد و ميثاق خداى سبحانه و تعالى بر قتيبه بن مسلم كه بعد از اين صلح در حقّ غورك بدى نينديشد و غدر نكند ، و اگر دشمنى قوى او را پيدا شود بر قتيبه است كه او را دفع كند . و من كه قتيبهام غورك را پادشاه كردم بر سمرقند ، و كشّ و نخشب و ساير شهرها و حصارهاى ولايت تركستان را به دو تسليم نمودم و مهر و انگشترين او را روان كردم . و بعد از وى همين عهد با فرزندان غورك بستم مادامى كه از ايشان نقض عهد نشود . » پس امراى عرب و اكابر ولايت خراسان بر اين عهدنامه گواهى نوشته به غورك سپردند و قتيبه به جانب مرو مراجعت نمود و فتحنامهء سمرقند به حجّاج فرستاد و پنج يك از غنايم نيز جهت وى ارسال داشت . حجّاج جواب نامهء قتيبه به وى چنين نوشت كه : « خداى مالك الملك تو را آن داد از ظفر بر دشمنان و گشادن جهان كه هيچ كس را پيش از تو نداد فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ » . « 1 » يعنى : پس بگير آنچه خداى سبحانه و تعالى به تو ارزانى داشته و از جمله شاكران باش . و در روضة الصفا چنين آورده كه چون قتيبه ديد كه تسخير سمرقند به آسانى دست نمىدهد حيلهاى انديشيد . صندوقها مترتّب كرد كه غير از در متعارف آن صندوقها را دروازه ساختند و قفل آن در اندرون نهادند و در هر صندوقى مردى مسلّح نشاند و درهاى بالاى آن صندوقها را مقفّل ساختند و آوازهء كوچ در داره كسى پيش حاكم سمرقند فرستاد كه : من بنابر مصلحت ملكى متوجّه جيغانيان مىگردم و با من اسلحه و مال فراوان است . بعضى از آنها را به امانت پيش تو مىگذارم كه چون از آنجا بسلامت بازگردم بىخيانت آنها را به من تسليم نمايى . والى سمرقند ملتمس قتيبه را به اجابت [ 147 الف ] مقرون داشت و قتيبه آن صندوقها را قريب نماز شام به اندرون شهر فرستاد . چون پارهاى از شب بگذشت و مردم آرميده شدند ، مردان مسلّح از صندوقها بيرون آمده شروع در كشتن اهل سمرقند كردند و دروازهها را بگشادند . پس قتيبه درآمد و تمامى ماوراء النهر را تسخير كرد ؛ و اللّه اعلم . و در تاريخ طبرى چنين مسطور است كه چون قتيبه به مرو بازگشت برادرش ، عبد اللّه بن مسلم ، را بر سمرقند خليفه كرد و سپاهى مستعد با او همراه كرد و به او وصيّت كرد كه : هيچ
--> ( 1 ) . اعراف ، 144 .